| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
نمیدونم چرا هر دفعه که میبینمش و باهاش صحبت میکنم ، تا یکی دو هفته همش فکرم باهاشه. بهتره بگم با حرفاشه! این آخری هم که فکراش داشت دیوونه ش میکرد، بازم برام گفت و گفت وگفت... الان چهار پنج روزی میشه که مدام دارم فکر می کنم : یعنی چی میشه؟ یعنی سال دیگه این موقع من کجام؟ چه می کنم؟ آیا همونی میشه که اون میگه؟ همه چیز مشخصه ولی این فکر لعنتی بدجور تحت فشارم گذاشته! به قول شاملو:
مثل این است در این خانه ی تار، هرچه، با من سر کین است و عناد: از کلاغی که بخواند بر بام تا چراغی که بلرزاند باد.
مثل این است که می جنبد یاءس بر سکونی که در این ویران جاست مثل این است که می خواند مرگ در سکوتی که به غم خانه مراست. |+| نوشته شده توسط ُسیاوش در پنجشنبه 25 مرداد1386 و ساعت 1 قبل از ظهر |
کنسرت علیزاده ، خلج و هم آوایان
برخلاف تمام شایعات چند روز اخیر، خوشبختانه طبق اعلام مدیر کل دفتر موسیقی و شعر ارشاد، کنسرت استاد حسین علیزاده و مجید خلج به همراه گروه هم آوایان در روزهای مقرر برگزار خواهد شد. هم آوایان را با رازنو و نوبانگ کهن در خاطر داریم و بداهه نوازی های استادانه استاد را نیز همیشه دوست داشته ایم. و اما مجید خلج، ایشان از نوازندگان صاحب سبک تنبک محسوب می شوند که سالهاست مقیم فرانسه هستند و ده سالیست که در ایران برنامه اجرا نکرده اند. تمام اینها نوید یک اجرای عالی از علیزاده و گروهش را چه در بخش اول کنسرت (بداهه نوازی تار و تنبک) ، چه در بخش دوم (اجرای علیزاده ، خلج و هم آوایان) می دهد. |+| نوشته شده توسط ُسیاوش در دوشنبه 22 مرداد1386 و ساعت 4 قبل از ظهر |
مرغ سحر
اینبار نیز استاد شجریان ، آخرین شب کنسرت را با "مرغ سحر" به پایان برد. تا به حال ندیده بودم که ایشان اینگونه تماشاگران را به همراهی با خودش فرا بخونه! ولی با اشاره دست ِ استاد، هزاران نفر با هم خواندند:
مرغ سحر ناله سر کن ز آه شرر بار، اين قفس را
وز نفسی عرصه اين خاک توده را ظلم ظالم، جور صياد
ای خدا، ای فلک، ای طبيعت نو بهار است، گل به بار است اين قفس چون دلم تنگ و تار است شعله فکن در قفس ای آه آتشين جانب عاشق نگه ای تازه گل از اين مرغ بی دل ، شرح هجران قطعا سازگاری این سروده ی ملک الشعرای بهار با آرمان ملی و آزادی جویی مردم دلیل اصلی ماندگاری آن است. ولی نمیتوان از تاثیر آهنگسازی مرتضی خان نی داوود صرف نظر کرد. او از معدود هم نسلان خود (درويش خان، ارسلان درگاهی، موسی معروفی و حبيب سماعی و.. ) بود که علاوه بر مهارت فراوان در نوازندگی آثاری در آهنگسازی از خود به جا گذاشت که تا سالهای سال نامش را بر سر زبانها خواهد انداخت. |+| نوشته شده توسط ُسیاوش در پنجشنبه 18 مرداد1386 و ساعت 2 بعد از ظهر |
موسیقی به زبان محسن نامجو
از آدمیکه همیشه رو هواست، واقعا خوندن این ترانه ها اصلا بعید نیست! وقتی شنیدم،داشتم از عصبانیت می لرزیدم. بیشتر لرزیدم وقتی دیدم که عده ای با تکیه بر اصول موسیقیِ فاخر ما این چرندیاتی رو که این آقا خونده، توجیه می کنن. چطور میشه تحمل کرد؟ آخه تو که تا دیروز داشتی به مزخرفات لس آنجلسی گوش میدادی، چی از اصول آواز و تحریر و غیره می فهمی که سعی می کنی با این ابزار توجیهش کنی؟ نکته جالبتر، تشبیه این مردک به نیمای بزرگ هستش. منظورشان نیز لابد همان دورانیست که بهار و عده ای دیگر با شعری که نیما میگفت ، مخالف بودند. مشتاقانه منتظرم ببینم که کی این نیمای فضانوردِ دورانِ ما،واقعا نیما می شود.
و چه خوب نوشته این آقای سجاد پورقناد در گفتگوی هارمونیک -روی صحبت من با کسی نبود جز طرفداران این پدیده نوظهور، محسن نامجو. |+| نوشته شده توسط ُسیاوش در دوشنبه 8 مرداد1386 و ساعت 1 قبل از ظهر |
Eye & Fingers
"رابطه بین حس بینایی و لامسه ... نمی دانم کجا این را خوانده ام ... چشم از طریق انگشتانی که لمس می کنند، خاک را تشخیص می دهد و انگشتان نیز بدون لمس کردن، خاکی را که چشم می بیند، قبول می کنند."
-بخشی از کتاب دخمه اثر ژوزه ساراماگو |+| نوشته شده توسط ُسیاوش در یکشنبه 7 مرداد1386 و ساعت 9 قبل از ظهر |
معجزه سوم مرداد
اووف!!! هنوز عرقم خشک نشده. همین الان از ماراتن بلیط گرفتن برای کنسرت اومدم و خوشبختانه من به خط پایان رسیدم. البته بعد از دقیقا دو ساعت و نیم!!! (یعنی از ساعت ۱۰ تا ۱۲:۳۰)
ولی یه چیزی رو باید اعتراف کنم!! اینکه دست تیم فنی سایت فروش (که تو پست قبلی ....) درد نکنه! خوشبختانه توی خود سایت دلآواز به مشکل چندانی برنخوردم و صفحه ها به راحتی لود می شد! ولی چشمتون روز بد نبینه! قسمت پرداختش به بانک سامان بدجوری اوضاعش خراب شده بود! البته به دلیل ترافیک بسیار زیاد!!!!! ولی در کل من الآن در پوست خود نمیگنجم :دی :دی :دی |+| نوشته شده توسط ُسیاوش در چهارشنبه 3 مرداد1386 و ساعت 1 بعد از ظهر |
کنسرت بزرگ استاد شجریان
آخه خوب، کاملا قابل پیش بینی بود دیگه! وقتی نزدیک چند ده هزارتا بلیط رو بخواین تو یک روز ،از یه سایت، اونم سایتی که خودش رو سرور شیر هستش، بفروشین، معلومه که سرور بدبخت میپکه دیگه.
نکردن کار رو دست کاردون بسپرن. خیلی دلم می خواد با این تیم فنی سایت فروش آشنا شم :-{) اینم ماجرای پیشرفت تو ایرانه دیگه! با امید به اینکه همونجوری که گفتن، امروز چهارشنبه سوم مرداد ماه سال ۱۳۸۶ساعت ۱۰ بلیط فروخته شه! |+| نوشته شده توسط ُسیاوش در چهارشنبه 3 مرداد1386 و ساعت 8 قبل از ظهر |
|
منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
آبان 1387مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 پيوندهای روزانه
گپ خودمانی با استاد شجریانآخرین آلبوم های موسیقی آرشيو پیوندها پيوندها
تکنولوژی امروزTwenty Four Pieces For A Drama از یاد مبر آیريا امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |