| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
مداری زیر صفر درجه
وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید
وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید وقتی زمین ناز تو را در آسمان ها می کشید وقتی عطش طعم تو را با اشک هایم می چشید من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلی چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گلی چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی .ترانه سرا : افشین یداللهی آهنگساز : فردین خلعتبری خواننده : علیرضا قربانی دریافت. - برای کیوان عزیز که اینقد نگه چرا پست نمیدی و اینکه شاید گوش دادن این ترانه یکم وقت درس خوندن رو ازش بگیره... |+| نوشته شده توسط ُسیاوش در دوشنبه 27 آبان1387 و ساعت 10 قبل از ظهر |
Drain Yourself
دیدی آدم چه حسی پیدا میکنه؟ منظورم موقعیه که می دونی حوصلش رو نداری. می دونی داره عذابت میده. می دونی که نمی دونه تا این حد واسط عذاب آور شده. میدونی بدون وجود تو اصلا موجودیتش یه علامت سواله... چی باعث شده این وضع پیش بیاد، نمیدونم! فقط میدونم که به خودت بر میگرده! یا واقعا فرصتش رو نداری که اوضاع رو به حالت عادی برگردونی، یا از سر *ون گشادیه، یا مسیری که باید طی کنی، همت مردونه می خواد که تو نداری ...
تو این لحظه بهترین کاری که به نظرت میرسه، چیه؟... کاملا اشتباه میکنی ... فقط یه جور میتونی خودت رو خالی کنی ...بری دستشویی و خودش ، موجودیتش و عذابش رو بریزی تو چاه! آخه چرا اینقدر به روده هات فشار میاری؟!! |+| نوشته شده توسط ُسیاوش در شنبه 21 مهر1386 و ساعت 4 بعد از ظهر |
First Day
!Today is the first day of the rest of our lives
امروز، اولین روز از باقی مانده ی زندگیِ ماست! |+| نوشته شده توسط ُسیاوش در یکشنبه 4 شهریور1386 و ساعت 6 قبل از ظهر |
Just a Kiss
امروز VOLVER رو دیدم. فیلمی از آلمودوآر با بازی پنلوپه کروز. فیلم درگیر کننده ای بود. ولی من بیشتر ازین که درگیر مفهوم فیلم بشم ، به چیز دیگه ای فکر می کردم. اینکه این اسپانیایی ها چقدر همدیگه رو ماچ می کنند. بله ... ماچ! خیلی جالب بود. واقعا برام خنده دار بود. چطور اینها با این همه ماچ و موچ به اون موفقیت های بزرگی که بعضی از دوستان ما بهش رسیدن ، نمی رسن!!؟ ... عجیبه! آخه میدونین ، برخی دوستان ما چون از روابط چندین سالشون با ما فقط ضرر کرده بودن ، سعی کردن با برقراری روابط ماچی با ز.ا به قله های رفیع موفقیت در زندگی برسن و من ... نه... ما واقعا داریم حسرت میخوریم که چقدر ضرر کردیم!
![]() |+| نوشته شده توسط ُسیاوش در پنجشنبه 1 شهریور1386 و ساعت 8 بعد از ظهر |
نمیدونم چرا هر دفعه که میبینمش و باهاش صحبت میکنم ، تا یکی دو هفته همش فکرم باهاشه. بهتره بگم با حرفاشه! این آخری هم که فکراش داشت دیوونه ش میکرد، بازم برام گفت و گفت وگفت... الان چهار پنج روزی میشه که مدام دارم فکر می کنم : یعنی چی میشه؟ یعنی سال دیگه این موقع من کجام؟ چه می کنم؟ آیا همونی میشه که اون میگه؟ همه چیز مشخصه ولی این فکر لعنتی بدجور تحت فشارم گذاشته! به قول شاملو:
مثل این است در این خانه ی تار، هرچه، با من سر کین است و عناد: از کلاغی که بخواند بر بام تا چراغی که بلرزاند باد.
مثل این است که می جنبد یاءس بر سکونی که در این ویران جاست مثل این است که می خواند مرگ در سکوتی که به غم خانه مراست. |+| نوشته شده توسط ُسیاوش در پنجشنبه 25 مرداد1386 و ساعت 1 قبل از ظهر |
کنسرت علیزاده ، خلج و هم آوایان
برخلاف تمام شایعات چند روز اخیر، خوشبختانه طبق اعلام مدیر کل دفتر موسیقی و شعر ارشاد، کنسرت استاد حسین علیزاده و مجید خلج به همراه گروه هم آوایان در روزهای مقرر برگزار خواهد شد. هم آوایان را با رازنو و نوبانگ کهن در خاطر داریم و بداهه نوازی های استادانه استاد را نیز همیشه دوست داشته ایم. و اما مجید خلج، ایشان از نوازندگان صاحب سبک تنبک محسوب می شوند که سالهاست مقیم فرانسه هستند و ده سالیست که در ایران برنامه اجرا نکرده اند. تمام اینها نوید یک اجرای عالی از علیزاده و گروهش را چه در بخش اول کنسرت (بداهه نوازی تار و تنبک) ، چه در بخش دوم (اجرای علیزاده ، خلج و هم آوایان) می دهد. |+| نوشته شده توسط ُسیاوش در دوشنبه 22 مرداد1386 و ساعت 4 قبل از ظهر |
مرغ سحر
اینبار نیز استاد شجریان ، آخرین شب کنسرت را با "مرغ سحر" به پایان برد. تا به حال ندیده بودم که ایشان اینگونه تماشاگران را به همراهی با خودش فرا بخونه! ولی با اشاره دست ِ استاد، هزاران نفر با هم خواندند:
مرغ سحر ناله سر کن ز آه شرر بار، اين قفس را
وز نفسی عرصه اين خاک توده را ظلم ظالم، جور صياد
ای خدا، ای فلک، ای طبيعت نو بهار است، گل به بار است اين قفس چون دلم تنگ و تار است شعله فکن در قفس ای آه آتشين جانب عاشق نگه ای تازه گل از اين مرغ بی دل ، شرح هجران قطعا سازگاری این سروده ی ملک الشعرای بهار با آرمان ملی و آزادی جویی مردم دلیل اصلی ماندگاری آن است. ولی نمیتوان از تاثیر آهنگسازی مرتضی خان نی داوود صرف نظر کرد. او از معدود هم نسلان خود (درويش خان، ارسلان درگاهی، موسی معروفی و حبيب سماعی و.. ) بود که علاوه بر مهارت فراوان در نوازندگی آثاری در آهنگسازی از خود به جا گذاشت که تا سالهای سال نامش را بر سر زبانها خواهد انداخت. |+| نوشته شده توسط ُسیاوش در پنجشنبه 18 مرداد1386 و ساعت 2 بعد از ظهر |
|
منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
آبان 1387مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 پيوندهای روزانه
گپ خودمانی با استاد شجریانآخرین آلبوم های موسیقی آرشيو پیوندها پيوندها
تکنولوژی امروزTwenty Four Pieces For A Drama از یاد مبر آیريا امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |